كارتر مقبره توتانخامون را كشف كرد

 87 سال پيش در روز 4 نوامبر سال 1922 ميلادي هوارد کارتر ، باستان شناس انگليسي در دره شاهان در منطقه اي بياباني مصر در مقابل شهر کنوني لوکسور تخته سنگ مسطحي را کشف کرد که راه ورودي يک مقبره فراعنه را پوشانده بود.

هوارد کارتر پس از 5 ماموريت کاوش هاي بي وقفه طاقت فرسا در جستجوي تنها مقبره فراعنه که از تعرض و غارت مصون مانده بود ، عاقبت پاداش تلاش هايش را مشاهده کرد.او مي توانست به جهان معتبرترين گنجينه مصر فراعنه را معرفي کند.

کارتر با درستکاري تلگرافي را براي لرد کارناروون که هزينه کاوش هاي او را پرداخته بود ارسال کرده و او را از اين کشف آگاه کرد.دو هفته بعد در حضور لرد کارناروون راه ورودي پلکان سنگي که به درون مقبره راه داشت ، گشوده شد.

هوارد کارتر قانع شده بود که اين مقبره تاکنون مورد تعرض دزدان مقبره هاي باستاني مصر قرار نگرفته است.آثار داخل مقبره نشان مي دادند که اين مقبره متعلق به توتانخامون است.

فرعوني که در سن 18 سالگي درگذشت.اين فرعون جوان که سلطنتي کوتاه داشت 3300 سال انتظار کشيد تا به يک افتخار ابدي دست يابد.

فراعنه سلسله جديد براي اينکه مقبره هايشان مانند اجداد دور دستشان ، سلسله فراعنه قديم مورد تعرض غارتگران قرار نگيرند مقبره هاي خود را در درون صخره هاي دره شاهان تراشيدند و ورودي ها را پنهان کردند.

با اين حال ، با گذشت روزگار، غارتگران توانسته بودند ورودي ها را کشف کرده و مقبره ها را غارت کنند.

هوارد کارتر بر اثر تحقيقاتش متقاعد شده بود از ميان تمام فراعنه اي که نامشان در فهرست ها آمده است ، هنوز يک مقبره دست نخورده وجود دارد. به اين ترتيب او توانست مقبره توتانخامون را کشف کند.

کارتر و کارناروون پس از ورود به داخل مقبره با آثار هنري ، وسايل زندگي روزمره و تخت سلطنت از طلا مواجه شدند.اين هنوز اتاق قبل از مقبره بود و گنجينه واقعي در وراي اين اتاق قرار داشت.

کارتر مانند يک دانشمند واقعي شتاب نکرده و با دقت از نخستين کشفيات صورت برداري مي کند و بعد به جستجوي ساير بخش هاي مقبره مي رود.

در بهار سال بعد ، کارتر در ميان اتاق و مقبره اصلي را مي گشايد و «کوهي از طلا» را کشف مي کند!.

يک صندوق بزرگ از طلا که بيش از 5 متر طول داشت ، در داخل صندوق هوارد کارتر موميايي توتانخامون را مي يابد.

برخلاف ساير موميايي ها از جمله موميايي رامسس دوم که پس از غارت مقبره ها و تابوت هايشان توسط غارتگران از درون تابوت ها بيرون انداخته شده بودند و به دليل هواي خشک عمق مقبره ها سالم مانده بودند ، موميايي توتانخامون به دليل روغن هاي مقدس کاملا خورده شده بود و تقريبا چيزي از آن باقي نمانده بود.

کاوش مقبره توتانخامون که در مجموع داراي 5 سالن بود منجر به کشف بيش از 2000 قطعه اشيايي از طلا و سنگ هاي گرانبها ، از جمله ماسک مشهور چهره توتانخامون شد.

به اين ترتيب ، در روز 4 نوامبر سال 1922 ميلادي ، هوارد کارتر، باستان شناس انگليسي در دره شاهان مصر موفق شد ورودي مقبره توتانخامون را کشف کند.

کارتر به کمک حمايت مالي لرد کارناروون موفق به اين کار گرديد و اين 2 نفر شايستگي اين را دارند که جزو بزرگترين کاشفان مصرشناس قرار گيرند.

امروز ، مجموعه گنجينه توتانخامون در موزه قاهره نگهداري مي شود و تماشاي آن همواره براي بازديدکننده هيجان آور و حيرت انگيز است. هوارد کارتر در روز 2 مارس 1939 در اوج شهرت در شهر لندن درگذشت.

به قدرت رسيدن بلشويک‌ها در روسيه

 92 سال پيش در شب 6 و بامداد 7 نوامبر سال 1917 ميلادي براساس تقويم گريگوري ، بلشويک ها براساس يک نقشه طراحي شده مراکز عمده تصميم گيري و مهم شهر پتروگراد «سنت پترزبورگ» پايتخت روسيه را تصرف کردند.

اين کودتا که بدون حمايت واقعي مردم انجام شد در واژگان بلشويک ها (که بعدها کمونيست ناميده شدند) انقلاب اکتبر نام گرفت زيرا براساس تقويم رومي که در روسيه قديم تا روز 14 فوريه سال 1918 ميلادي رايج بود ، اين حوادث در شب 25 و بامداد 26 اکتبر رخ داده بودند.

هنگام کودتاي بلشويک ها ، مردم پايتخت از وقايعي که در پيرامونشان رخ مي داد بي اطلاع بوده و متوجه هيچ اتفاقي نشدند.شب زنده داران به عادت هميشگي در خيابان نوسکي ، گردشگاه پايتخت پرسه مي زدند.

ابتکار اين کودتا به 23 اکتبر، حدود دو هفته قبل از انجام آن (براساس تقويم گريگوري) سال 1917 ميلادي بازمي گشت.

در اين روز ، لنين ، رهبر بلشويک ها مخفيانه پناهگاهش در فنلاند را براي شرکت در يک کميته مرکزي حزبش ترک کرد.او در جلسه کميته لزوم شورش مسلحانه را به تصويب رساند و بر اجراي آن تاکيد کرد.

لنين مي خواست دموکراسي نوپاي روسيه که چندماه قبل از اين تاريخ با سقوط امپراتوري تزاري برقرار شده بود را سرنگون کرده و با الهام از اصول مارکسيستي يک ديکتاتوري پرولتاريا را در روسيه برقرار سازد.

لنين پس از خاتمه جلسه فورا به پناهگاهش در فنلاند بازگشت و تروتسکي معاونش عهده دار تدارک اين شورش مسلحانه شد.

الکساندر کرنسکي ، رئيس دولت موقت روسيه ، تصور نمي کرد که گروه کوچک بلشويک ها يک خطر بالقوه براي دموکراسي نوپاي روسيه باشند.

با اين حال ، بلشويک ها علي رغم تعداد نسبتا اندک از نظر تبليغات و شعارهاي فريبنده بسيار فعال بودند.

آنها توانستند با ترويج 3 شعار بسيار موثر بسياري از سربازان پادگان پتروگراد را به سوي خود جذب کنند: «صلح فوري» ، روسيه در آن زمان در کنار دموکراسي هاي غربي عليه امپراتوري آلمان و اتريش مي جنگيد ، «زمين براي دهقانان» ، «تمام قدرت براي سويت ها» ، سويت ها در زبان روسي به مفهوم شوراها يا هيات هاي تصميم گيري بودند و از نظر دموکرات هاي واقعي سويت ها در حکم دستيابي به يک دموکراسي حاکم محسوب مي شدند.

ملوانان کرونشتاد و سربازان پادگان پتروگراد مفتون اين 3 شعار شدند.زمان اقدام بلشويک ها براي به دست گرفتن قدرت فرا رسيده بود.

لنين بارديگر به روسيه بازگشت.او در جريان يک جلسه جديد کميته مرکزي در روز 29 اکتبر موفق شد تصميم شورش مسلحانه را علي رغم مخالفت کامنف و زينوويف ، 2 عضو برجسته بلشويک ها ، که از يک شکست احتمالي بيم داشتند ، به کميته مرکزي تحميل کند.

در روز 6 نوامبر سال 1917 ميلادي ، ماموران پليس دولت موقت يک چاپخانه حزب بلشويک را تعطيل کردند.اين اقدام موقعيت مناسبي که بلشويک ها در انتظار آن براي اجراي نقشه خود بودند را فراهم کرد.

در جريان اين روز ، مطابق با دستورات کميته نظامي انقلابي ، بلشويک ها از همبستگي سربازان قلعه پتر - پل اطمينان پيدا کردند و بدون جلب توجه تمام پل هاي پايتخت را در دوسوي رودخانه نوا تحت کنترل خود درآوردند.

هنگام شب ، آنها بدون ايجاد سر و صدا ايستگاه ها ، دفاتر پست و ساير مراکز حساس را اشغال کردند.

در آن زمان کرنسکي در پتروگراد نبود.وزيران دولت موقت پس از آگاهي از کودتاي بلشويک ها در کاخ زمستاني تزارهاي روسيه پناه گرفتند.

آنها براي دفاع از پايتخت و کاخ فقط يک واحد کوچک نظامي را که از 1300 سرباز ، قزاق و دانشجويان افسري و تعدادي داوطلب زن تشکيل شده بود ، در اختيار داشتند.

بلشويک ها و طرفداران لنين کاخ زمستاني را محاصره مي کنند و 5000 ملوان و سربازان کرونشتاد نيز به آنها مي پيوندند.

در روز 7 نوامبر ، لنين براي اينکه به کودتاي خود وجهه انقلابي دهد ، دستور مي دهد ناوجنگي «وحشت» که در چند صد متري کاخ زمستاني در يکي از شاخه هاي رودخانه نوا پهلو گرفته بود به سوي کاخ شليک کند.

پس از شليک 30 گلوله توپ به سوي کاخ زمستاني ، بلشويک هاي مسلح به داخل کاخ رخنه مي کنند.وزيران دولت موقت دستگير مي شوند.مدافعين کاخ که زنده مانده بودند ، آزاد شدند.

کودتاي بلشويک ها که «انقلاب اکتبر» نام گرفت به موجويت دولت موقت خاتمه مي دهد.لنين بلافاصله پس از بدست گرفتن قدرت ، ابزار ديکتاتوري را به راه انداخت.

مطبوعات بورژوا تعطيل شدند. يک ماه پس از کودتا ، در روز 7 دسامبر پليس امنيتي وحشتناک بلشويک ها «چکا» تاسيس شد.در روز 20 دسامبر هرگونه اعتصاب ممنوع گرديد.

به اين ترتيب ، در شب 6 و بامداد 7 نوامبر سال 1917 ميلادي (براساس تقويم گريگوري) بلشويک ها براساس يک نقشه از پيش طراحي شده مراکز عمده تصميم گيري و حساس شهر پتروگراد را تصرف کردند.

آنها در اين کودتا که نام «انقلاب اکتبر» را بر آن نهادند ، دولت موقت کرنسکي و دموکراسي نوپاي روسيه را سرنگون کردند.

ديکتاتوري پرولتاريا برقرار شد و ده ها ميليون نفر از مردم روسيه به اردوگاه هاي کار اجباري در سيبري اعزام شدند و هر صدايي را پليس مخوف امنيتي در گلوله خفه کرد.

علي رغم اين اقدامات خشونت بار به دليل بسته بودن مرزها ، اخبار اين فجايع به طور کامل به گوش جهانيان نمي رسيد و برخي از افراد در گوشه و کنار جهان به اين حکومت دل بسته و به آن اميدوار بودند.

تا اينکه 70 سال مي گذرد ، اتحاد شوروي از هم مي پاشد و تخيل واهي ديکتاتوري پرولتاريا و کمونيسم به تاريخ مي پيوندد.

شورش بندر لاروشل پايان يافت

 381 سال پيش در روز اول نوامبر سال 1628 ميلادي بندر لاروشل پس از بيش از يك سال محاصره تسليم شد و محاصره اين بندر فرانسوي توسط سربازان لويي سيزدهم پادشاه و كاردينال دوريشوليو صدراعظم فرانسه خاتمه يافت و شورش اين بندر پروتستان نشين به پايان رسيد.

لويي سيزدهم وارد شهر ويراني شد كه اغلب ساكنان آن به دليل قحطي ناشي از محاصره طولاني جان سپرده بودند.

هانري چهارم پادشاه فرانسه و پدر لويي سيزدهم 30 سال پيش از اين تاريخ براساس «پيمان نانت» شهر و بندر لا روشل را مكان امني براي سكونت پروتستان ها به رسميت شناخته بود و پيروان اين مذهب مي توانستند با خودمختاري در كمال آسودگي در آن زندگي كنند.

پس از قتل هانري چهارم به دست يك كاتوليك متعصب ، ماري دومديسي ملكه و نايب السلطنه فرانسه شد تا پسرش لويي به سن بلوغ برسد. در آن دوره آشوب هاي بي وقفه اي در سراسر فرانسه رخ دادند.

ساكنان بندر لاروشل به تحريك انگليسي ها مرتكب بي احتياطي شده و عليه پادشاه فرانسه دست به شورش زدند.

دوك دو بوكينگهام كه عامل تحريك اهالي پروتستان مذهب بندر لاروشل بود ، گروهي از نظاميان انگليسي را در جزيره «ره» روشل مستقر كرد.

لويي سيزدهم پس از نشستن به تخت سلطنت كاردينال دوريشوليو را به مقام صدراعظم فرانسه منصوب كرد. يكي از نخستين اقدام هاي كاردينال دوريشوليو فرونشاندن فتنه بندر لاروشل بود.

ريشوليو دستور محاصره بندر لاروشل را داد و شخصا فرماندهي نيروهاي نظامي را به عهده گرفت. محاصره لاروشل بيش از يكسال به طول انجاميد.

روح مقاومت لا روشل ، ژان گيتون شهردار اين شهر ، يك اسلحه ساز فعال بود كه موفق شد روحيه محاصره شدگان را به خوبي حفظ نمايد. گيتون سوگندخورده بود اولين نفري كه از تسليم شدن حرف بزند را به قتل برساند و گفته بود حتي اگر يك مرد براي بستن دروازه ها باقي بماند ، براي دفاع از روشل كافي است اما ريشوليو تصميم داشت هر چه سريعتر به اين غائله خاتمه دهد.

كاردينال دوريشوليو دستور داد براي بستن بندر روشل به روي كشتي هاي انگليسي سدي در مقابل بندرگاه احداث شود و براي جلوگيري از امدادرساني از راه هاي زميني فرمان ساختن استحكاماتي به طول 12 كيلومتر را در پيرامون لاروشل داد.

در زماني كه مردم روشل به سختي در مقابل قحطي و گرسنگي مقاومت مي كردند ، دوك دو بوكينگهام در بندر پرتسموث انگلستان در تدارك يك ناوگان كمك رساني براي مردم روشل بود اما در 23 اوت سال 1628 ميلادي توسط شخصي به نام جان فولتون به قتل مي رسد.

برخي از مورخان معتقدند ، فولتون يك عامل كاردينال دوريشوليو بود كه براي قتل بوكينگهام اجير شده بود.

مردم لاروشل با مرگ بوكينگهام ديگر اميدي به رسيدن كمك هاي غذايي نداشتند و مقاومت آنها بر اثر گرسنگي درهم شكسته شده و دسته دسته جان مي سپردند. كار به جايي رسيد كه ژان گيتون شجاع ترجيح داد تسليم شود تا شاهد مرگ تدريجي مردم شهر نباشد.

كاردينال دوريشوليو پس از تسليم شدن بندر لاروشل شجاعت ژان گيتون را تحسين كرد و او را به اسارت نگرفت. لويي سيزدهم پادشاه فرانسه كه از اين پيروزي خشنود بود ، شورشيان را عفو كرده و پيمان صلح آلس را امضا نمود.

لويي سيزدهم بر تسامح مذهبي تاكيد ورزيد اما مزاياي نظامي كه به پروتستان ها اعطا شده بود را كاهش داد.

به اين ترتيب ، در روز اول نوامبر سال 1628 ميلادي بندر لاروشل تسليم شد و محاصره اين بندر فرانسوي پروتستان نشين به پايان رسيد.

لويي سيزدهم پادشاه فرانسه و كاردينال دوريشوليو صدراعظم با تدبيرش براي اجتناب از دامن زدن به خصومت هاي مذهبي شورشيان لاروشل را مشمول عفو قرار داده و بر تسامح مذهبي در كشور فرانسه تاكيد كردند.

اما سال ها بعد لويي چهاردهم پادشاه فرانسه تعهد پدر بزرگش هانري چهارم و پدرش لويي سيزدهم در مورد تسامح مذهبي در قبال پروتستان هاي فرانسه را زير پا گذاشت و مرتكب فجايع بزرگي در حق پيروان اين مذهب كه اتباع وي محسوب مي گشتند ، شد.

جيمز کوک دريانورد بزرگ متولد شد

 281 سال پيش در روز 27 اکتبر سال 1728 ميلادي جيمز کوک کاشف و دريانورد بزرگ انگليسي در مارتون - اين - کليولند در يورکشاير متولد شد. خانواده اش کارگران کشاورزي بودند. هرگز فردي تصور نمي کرد که اين دهقان زاده روزي به يکي از بزرگترين دريانوردان و کاشفان تاريخ تبديل شود.

جيمز حرفه دريانوردي را نزد ماهيگيران محلي زادگاهش آموخت و به زودي نشان داد که يک دريانورد منحصر به فرد و يک نقشه کش نابغه مسيرهاي دريايي است.

سرانجام ، جيمز کوک در ميان دريانوردان انگليسي شهرت يافت و به عنوان يک ناخداي ماهر شناخته شد.

دولت انگلستان به او ماموريت اکتشاف سرزمين هاي جنوبي و اقيانوس آرام را داد.

در روز 28 اوت سال 1768 ميلادي ، جيمز کوک با يک کشتي بادباني کوچک بندر پليموت را ترک کرد.

او پس از چندين ماه دريانوردي به جزيره تائيتي رسيد سپس جزاير سوسيتي را کشف کرد.کوک نيوزيلند را دور زد و به اکتشاف سواحل استراليا پرداخت.

او پس از 2 سال به انگلستان بازگشت در حالي که 30 هزار نمونه از گونه هاي گياهي و جانوري مناطق اقيانوسيه را با خود به ارمغان آورده بود.

کوک در دومين سفر خود به جستجوي يک قاره احتمالي جنوبي پرداخت و به دايره قطب جنوب رسيد.

جيمز کوک در جريان سومين سفر دريايي اش در روز 18 ژانويه سال 1778 ميلادي مجمع الجزاير هاوايي را کشف کرد.سپس به سوي تنگه برينگ حرکت کرد تا به جستجوي فرضيه وجود يک مسير شمال به غرب بپردازد اما چنين مسير فرضي را نيافت و دوباره مسيري که طي کرده بود را در پيش گرفت.

جيمز کوک در روز 14 فوريه سال 1779 ميلادي در نتيجه يک بي احتياطي توسط بوميان مجمع الجزاير هاوايي به قتل رسيد.

به اين ترتيب ، در روز 27 اکتبر سال 1728 ميلادي جيمز کوک دريانورد و کاشف مشهور انگليسي در يورکشاير و در خانواده اي از طبقه کارگران کشاورزي متولد شد.

جيمز کوک از همان آغاز آموختن حرفه دريانوردي نبوغ خود را به عنوان يک دريانورد منحصر به فرد نشان داد.

جيمز کوک پس از کشف سرزمين هاي ناشناخته جنوبي اقيانوس آرام و جزاير اين اقيانوس پهناور در سن 51 سالگي توسط بوميان مجمع الجزاير هاوايي به قتل رسيد.
 

نخستين تمبر پست جهان متولد شد

169 سال پيش در روز 6 مه سال 1840 ميلادي نخستين تمبر پست جهان در شهر لندن متولد شد. تا پيش از تاريخ ، براساس سنت گيرنده نامه با توجه به مسافتي كه نامه براي رسيدن به مقصد طي كرده است بهاي رساندن آن را مي پرداخت.

يك روز در سال 1837 ميلادي ، رولاند هيل 42 ساله, يك آموزگار پيشرو و آينده نگر زن جواني را مشاهده مي كند كه پس از رفتن نامه رسان به سختي مي گريد.

رولاند جوياي ماجرا مي شود.زن جوان مي گويد به دليل اين كه نمي توانست هزينه نامه اي كه شوهرش براي او فرستاده بود را پرداخت كند ، نامه رسان از دادن نامه خودداري كرده است.

رولاند مبتكر كه داراي آشناياني در دولت بود ، گزارشي را تهيه مي كند و آن را براي لرد ملبورن نخست وزير بريتانيا ارسال مي نمايد.

در اين گزارش تحت عنوان «اصلاح پست: اهميت و قابل اجرا بودن» او پيشنهاد مي كند هزينه ارسال نامه از پيش و به يك قيمت مشابه بدون توجه به مسافت در كشور پرداخت شود.

پرداخت با چسباندن يك تمبر و زدن يك مهر تضمين مي شد. اصلاح سيستم پست در اوت سال 1839 در پارلمان تصويب مي شود.

نخستين تمبر پست به قيمت يك پني اين امكان را مي داد تا نامه اي به وزن 14 گرم به هر نقطه از بريتانيا ارسال شود.

اين تمبر به «پني سياه» شهرت يافت زيرا در زمينه سياه آن تصوير 15 سالگي ملكه ويكتوريا نقش شده بود.

«پني سياه» به دليل سهولتي كه در ارسال نامه ها ايجاد كرد با استقبال فراواني رو به رو شد.

به اين ترتيب ، در روز 6 مه سال 1840 ميلادي به ابتكار يك آموزگار نخستين تمبر پست در شهر لندن متولد شد. تمبر پست در ارسال نامه ها تحولي را ايجاد كرد و موجب تسهيل ارسال نامه ها شد.

پس از بريتانيا به تدريج تمبر پست در ساير كشورهاي اروپا و جهان باب شده و دشواري ارسال نامه به امري عادي تبديل شد.

سازمان صليب سرخ تاسيس شد

146 سال پيش در روز 29 اکتبر سال 1863 ميلادي ، سازمان صليب سرخ به همت «هنري دونان» و در جريان کنفرانس بين المللي ژنو تاسيس شد. تاسيس سازمان صليب سرخ در نتيجه تلاش هاي «هنري دونان» يک شهروند شهر ژنو و يک انسان بشردوست تحقق يافت.

در تابستان سال 1859 ميلادي در حوالي سولفرينو ، يک روستا در شمال ايتاليا ، «هنري دونان» بازرگان جوان اهل ژنو شاهد نبرد خونيني ميان نيروهاي ارتش اتريش و ارتش هاي متحد فرانسه و ايتاليا بود.

او شاهد بود که در اين نبرد هزاران مجروح بدون آنکه کمکي به آنها بشود جان خود را از دست دادند ، در حاليکه ، اگر خدمات بهداشتي موثري وجود داشت ، اغلب آنها زنده مي ماندند.

در سال 1862 ميلادي «هنري دونان» اثر مشهور خود «يک خاطره از سولفرينو» را منتشر مي کند و در آن پس از توصيف صحنه هاي وحشتناک اين جنگ ، پيشنهاد تاسيس سازمان هاي امدادرساني براي مراقبت از مجروحان جنگي را در تمام کشورهاي جهان در هنگام جنگ مي دهد.

در عين حال دونان پيشنهاد تصويب يک پيمان بين المللي را مي دهد که حمايت از اين سازمان هاي امدادرساني بهداشتي و مجروحان از سوي طرفين متخاصم به رسميت شناخته شود.

در جريان کنفرانس بين المللي ژنو که از روز 26 تا 29 اکتبر سال 1863 با حضور 34 نماينده از 16 کشور جهان تشکيل شد ، در روز پاياني اين کنفرانس ، روز 29 اکتبر ، شرکت کنندگان با تاسيس يک کميته بين المللي امداد براي نظاميان مجروح موافقت مي کنند.

به عنوان نشانه يک صليب سرخ رنگ بر زمينه اي سفيد که برخلاف پرچم سوئيس که صليب سفيد رنگ بر زمينه اي سرخ است ، انتخاب مي شود.

در سال 1875 ميلادي نام اين کميته به سازمان بين المللي صليب سرخ تغيير مي يابد.

به اين ترتيب ، در روز 29 اکتبر سال 1863 ميلادي سازمان بين المللي صليب سرخ به همت «هنري دونان» بشردوست ، در جريان کنفرانس ژنو تاسيس مي شود.

سازمان صليب سرخ در جريان دو جنگ جهاني اول و دوم در قرن بيستم ، کارايي خود را براي امداد به مجروحان ، ثبت نام سربازان ، اسيران ، پناهندگان و قربانيان ، نشان داده و مسووليت رساندن نامه هاي سربازان و توزيع کالاهاي امدادي را به عهده مي گيرد.

امروز سازمان صليب سرخ و سازمان هلال احمر مترادف آن در کشورهاي اسلامي ، در زمان صلح نيز مانند زمان جنگ فعال بوده و هنگام وقوع بلاياي طبيعي ، درگيري هاي قومي ، شيوع بيماري ها و بسياري از موارد بشردوستانه ديگر به ياري مصيبت زدگان مي شتابد.

پادگان متزبا خيانت بازن تسليم شد

139 سال پيش درروز 27 اكتبر سال 1870 ميلادي مارشال فرانسوا آشيل بازن پادگان متز و 180 هزار سرباز آن را به ارتش پروس تسليم مي كند ، در حالي كه اميد فرانسه به اين پادگان و سربازانش در جنگ عليه پروسي ها بود.

در روز 19 ژوييه سال 1870 ميلادى ناپلئون سوم، امپراتور فرانسه در اقدامى نسنجيده و شتابزده به پادشاه پروس اعلان جنگ مى دهد.

او هنگام اعلان جنگ به پروس به خود زحمت اطمينان يافتن از حمايت كشورهاى رقيب پروس را در اين جنگ نداد و حتى امكانات نظامى فرانسه را بررسى نكرد.

در حالى كه پروس و متحدانش به لطف نظم و انضباط سازمانى و خطوط راه آهن منظم به راحتى 600 هزار سرباز مجهز را بسيج كردند ، فرانسه به زحمت توانست 250 هزار نفر را به جبهه اعزام كند.فرانسه در همان نخستين روزهاى جنگ متحمل شكست هاى سختى شد.

در نبرد سدان ناپلئون سوم امپراتور فرانسه و ارتش سدان به محاصره نيروهاى پروسى درآمده و در زير آتش توپخانه هاى سنگين پروسى ها در روز دوم سپتامبر سال 1870 ميلادى ارتش فرانسه در سدان تسليم پروسى ها شد.علاوه بر 83 هزار سرباز فرانسوى ، ناپلئون سوم امپراتور فرانسه نيز به اسارت پروس درآمد.

در اين هنگام آخرين اميد فرانسه ، ارتش 180 هزار نفرى پادگان متز بود كه فرماندهى آن را مارشال بازن به عهده داشت.مارشال بازن به اميد برقرارى دوباره سلطنت بوربون ها با اوژنى همسر ناپلئون سوم امپراتور فرانسه به مذاكره مى پردازد.

اوژنى كه همسرش به اسارت پروسى ها درآمده بود با بازگشت بوربون ها به سلطنت مخالفت مى كند.مارشال بازن نيز به تلافى پادگان متز و ارتش 180 هزار نفرى آن را بدون شليك يك گلوله به پروسى ها تسليم مى كند.

تسليم بازن موجى از حيرت را در فرانسه برمى انگيزد زيرا حلقه محاصره پاريس توسط پروسى ها هر لحظه تنگتر مى شد.ئون گامبتا نخست وزير فرانسه بازن را به خيانت محكوم مى كند.


پس از سقوط امپراتورى ناپلئون سوم و استقرار حكومت جمهورى مارشال بازن محاكمه نظامى شده و به مرگ محكوم مى شود اما مارشال مك ماهون دوست قديمى بازن كه در آن هنگام رييس جمهور فرانسه بود ، بازن را عفو مى كند.

به اين ترتيب ، در روز 27 اكتبر سال 1870 ميلادى مارشال فرانسوا آشيل بازن بدون شليك يك گلوله پادگان متز و 180 هزار سرباز آن را به ارتش پروس تسليم مى كند.

بازن پس از جنگ محاكمه نظامى و به مرگ محكوم مى شود اما مارشال مك ماهون رييس جمهور فرانسه او را عفو مى كند.

بازن با همدستى دوستانش موفق به فرار از فرانسه مى شود و در سال 1888 ميلادى در شهر مادريد توسط يك وطن پرست فرانسوى به قتل مى رسد.