حدود 6500 سال قبل از ميلاد صحراي سرسبز شمال افريقا به دليل تغييرات آب و هوايي مبدل به يك بيابان خشك مي شود. ساكنان آن براي حفظ بقا به سوي سواحل رود نيل مهاجرت كردند و در حاشيه رودخانه نيل سكونت گزيدند.

رودخانه نيل از كوهستان هاي اتيوپي در جنوب سرچشمه مي گيرد و مسير شمال را با طي بياباني به طول بيش از هزار كيلومتر مي پيمايد تا به درياي مديترانه بپيوندد.

هر سال در ماه سپتامبر با ذوب شدن برفهاي كوهستان هاي اتيوپي آب رودخانه نيل به شدت افزايش يافته و از بستر خود خارج مي شود و در سراسر دره نيل گسترش مي يابد.

در ماه دسامبر ، با عقب نشيني آب هاي نيل رسوبات بسيار حاصلخيز در دره نيل ته نشين مي شوند.اين رسوبات را آب هاي خروشان نيل از فلات هاي مرتفع اتيوپي با خود به دره مي آورند.

كشاورزان دره نيل به سرعت شيوه استفاده هر چه مطلوب تر از حاصل سيلاب هاي نيل را فرا گرفتند.

به لطف رسوبات غني ، كشتزارهاي آنها پرمحصول و حاصلخيز بودند.

اين موفقيت به دليل تلاش جمعي آنها و برقراري قوانين سخت در تقسيم زمين ها و مراقبت از كانال هاي آبياري به دست آمده بود.

اين جامعه داراي بزرگاني بودند كه با گذشت زمان عنوان شاه يافتند.

شاه ضامن نظم اجتماعي بود كه براي مديريت سيلاب ها اجتناب ناپذير بود.تعداد زيادي از كاركنان و در عين حال حسابداران به دليل آشنايي آنها با خط وي را ياري مي كردند.

با توجه به اين كه اين مردم دوران دور باستاني با پول آشنايي نداشتند ، طبيعتا گندم ، احشام و غيره وسيله مبادلات آنها بود و كاركنان اداري نيز براي توسعه زيرساختارهاي اين جامعه ماليات را به صورت گندم و احشام دريافت مي كردند.

در هنگام بالا آمدن آب رودخانه نيل ، چون كار كردن در دره نيل غيرممكن بود ، كشاورزان به خدمت تشكيلات سلطنتي درمي آمدند و به احداث كانال هاي آبياري ، آب بندهاي خاكي و نيز معابد ، كاخ ها و مقبره ها مي پرداختند.

به اين ترتيب نخستين كشور تاريخ متولد شد. هرودوت مورخ يوناني كه هنگام زوال سلطنت فراعنه از اين سرزمين ديدار كرده بود ، به درستي نوشت :«مصر فرزند نيل است».

در حدود 3100 سال قبل از ميلاد دره نيل تحت فرمان يك شاه واحد ، فرعون ، متحد شد.

تخمين زده مي شود ، در آن زمان جمعيت دره نيل بين 5/1 تا 5ميليون نفر بوده است كه با توجه به كل جمعيت جهان در آن دوره و امكانات موجود اين سرزمين تعداد جمعيت دره نيل بسيار زياد بود.

مصر فراعنه كه ميان دريا و بيابان منزوي شده بود ، مدت 25 قرن استقلال خود را حفظ كرد و در جريان اين زمان طولاني مردم اين كشور همان رسوم ، همان اعتقادات و همان زبان را پرورش دادند.

حاصلخيزي دره نيل براي مصر دستكم در دوره هاي باثبات سياسي يك رفاه نسبي را تضمين مي كرد.البته اقليت ممتازي شامل كاركنان حكومتي ، راهبان و نزديكان فرعون از ثروت مصر بهره مي بردند.

در دلتاي نيل كه بخش اعظم آن دست نخورده بود ، مصري ها گياه پاپيروس را مي كاشتند ، گياهي كه از فيبرهاي آن كاغذ براي نوشتن تهيه مي كردند.

در واقع پاپيروس جد اعلاي كاغذ امروزي و نام كاغذ در زبان هاي لاتيني از واژه پاپيروس ريشه گرفته است.

اساس مصر باستان را مذهب تشكيل مي داد و مذهب تحكيم كننده ساختار اين كشور بود.

پيش از تاسيس مصر ، هر شهري خدايان خاص خود را داشت كه اغلب اين خدايان اندام انسان و سر يك حيوان را داشتند.

پس از تاسيس يك كشور متمركز ، اين خدايان در يك مجموعه واحد گردآمدند.

تمام ساكنان مصر نگرش واحدي را در مورد پيدايش جهان داشتند و جايگاه ويژه اي را براي « خداي ره » كه بعدها آمون ناميده شد ، قايل بودند.

ره يا آمون بر تمام خدايان ديگر مسلط بود و خداي برتر محسوب مي شد.

رسوم مذهبي توسط تعداد بسيار زيادي راهب انجام مي شد كه حافظ معابد بودند و هداياي مردم ثروت و قدرت آنها را تضمين مي كرد.

به اين ترتيب ، جريان رودخانه نيل ، سيلاب هاي آن و رسوبات حاصلخيزي كه با خود به دره نيل مي آورد موجب پيدايش مصر شد و نخستين سلسله فراعنه مصر توسط منس يك پادشاه اساطيري كه مصرعليا و مصر سلفي را متحد كرد به لطف وجود رودخانه نيل تاسيس شد.